تبليغاتX
فقط به خاطر تو

علی جوووون

 

 

علی جووون

 

من زیاد گشتم واسه شعرایی که هم امیدوار کننده باشه

 

هم درکش سنگین نباشه

 

خب چیکار کنم؟

 

اصلا نمی خوام

 

بچه ها شرمنده!!!!


2 نوشته شده توسط تنهای جزیره در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 17:44 |

شکوفه های نارنج

 

بر‌آنم كه تمام خورشیدها را

چون شكوفه‌های نارنج

بر طر‌ّّه‌ مویت بنشانم.

اما تو

به دورها چشم دوخته‌ای :

از كهكشانی دیگر

و سیاره‌ای دیگر

شكوفه‌ای یخین را انتظار می‌كشی

كه برای چیدنش

می‌باید

سفری طولانی بیاغازم

و در راه بازگشت

تشنه

بمیرم.


2 نوشته شده توسط تنهای جزیره در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:28 |

تقدیم به ...

 

من گمان ميکردم دوستي همچون سروي سبز 
 
چهار فصلش همه آراستگي ست 
 
من چه ميدانستم هيبت باد زمستاني هست 
 
من چه ميدانستم سبزه مي پژمرد از بي آبي 
 
سبزه يخ ميزند از سردي دي 
 
من چه ميدانستم دل هر کس دل نيست 
 
قلبها ز آهن و سنگ  
 
قلبها بي خبر ازعاطفه اند 



2 نوشته شده توسط تنهای جزیره در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:58 |

به کجا برگردم ؟
 

 

 

من به این مهر سکوت

من به این تاریکی

من به ما

من به فرسودگی ذهن خودم

معترضم که چرا

شوق آغاز مرا

و منی چون من را ز خودم دزدیدند

به کجا بر گردم ؟

حق برگشتن را ز تنم دزدیدند

 


2 نوشته شده توسط تنهای جزیره در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:21 |

تولدم مبارک
رسم و قانون طبيعته که سالي يه بار به دنيا بياي! و هي هر سال حالت و بگيرن که يه سال ديگه هم به سنت

اضافه شد و هي اين عدد لعنتي که بيانگر تعداد سالهاي حياتته رشد کنه!!!!‌ دوستان بنده رو   حيرت زده

کردند :) کي فکر ميکرد دوستان ما هم بلد باشند از اين کارا بکنند؟

 

 

 

"خواستم جای اردیبهشت خالی نباشه"

 

حالا بفرماین کیک تولد


2 نوشته شده توسط تنهای جزیره در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:31 |

تقدیم به بهترین دوست خودم

 

در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی؟

 

عشق من در ایینه ای است که هر روز در ان مینگری

 

چشمان تو قبله عشق من است

 

من به آن مینگرم و زیر سایه بان ابروهایت به خواب میروم.

 

خوابی عمیق به عمق اقیانوس.

 

در مهربانی لبهایت خنده می روید.

 

در خمار چشمانت عشق غنچه لبانت را چشیدم

 

و بوییدم گل بلورین تو را تا اعماق وجودم


با جمله جاری میشود احساسم در کالبدی سپید

 

(دوستت دارم )


2 نوشته شده توسط تنهای جزیره در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:7 |

مرگ صدا

 

 

اسکله ی ناز چشات حریم امن قایقم

 

تو ساعت یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم

 

گرمای دستای تورو به صد تا دنیا نمی دم

 

هر وقت که یارم تو بودی بی کسی رو نفهمیدم

 

تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو می کشم

 

ولی بازم رو میله هاش عکس چشاتو می کشم

 

آی قصه ی بی سر و ته شعر بدون قافیه

 

برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه


2 نوشته شده توسط تنهای جزیره در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:2 |



..:: Copy Right © 2008 هرگونه کپی براری از مطالب این سایت فقط با ذکر منبع مجاز است ::..
All Rights Reserved .:::. Designed By Barbod.Arjmand